قلب سنگ

غم از درون مرا متلاشی کرد

کاهید قطره قطره تنم در زلال اشک

من پیشرفت کاهش جان را درون دل

احساس میکنم

احساس میکنم که تو بخشیده ای به من

این پر شکوه جوشش پر شوکت غرور

در من نه انتظار و نه امیدی

امید بازگشت تو ؟

                         - بی حاصل

من از تو بی نیاز تر از مردگان گور

دیگر به من مبخش

احساس دوست داشتن جاودانه را

با سُکر بی خیالی

اعصاب خویش را

تخدیر میکنم

من قامت بلند تو را در قصیده ای

با نقش قلب سنگ تو تصویر میکنم

نظرات 4 + ارسال نظر
[ بدون نام ] جمعه 11 تیر 1389 ساعت 07:34 ب.ظ


قشنگه ولی
نمیشه یه کم شعرای پر امید را بذارین؟
بذار یه جایی باشه که بیام توش روحیم بهتر شه

:D

سعی خودمو می کنم :)

پویان جمعه 11 تیر 1389 ساعت 10:06 ب.ظ http://behdasht-bimariha.blogfa.com/

سلام به شما دوست عزیز مطلب زیبا و قشنگی بود . خوشحال میشم حضور گرم شما رو در پایگاه بهداشت عمومی ببینم . موفق و پیروز باشی دوست عزیز

دهان پاره شنبه 12 تیر 1389 ساعت 12:28 ب.ظ http://moanas.blogsky.com/

باز اون گه پاش رو گذاشت تهران!!!


از جانب اون عذر خواهی می کنم من :)))

misssdandelion دوشنبه 14 تیر 1389 ساعت 01:31 ب.ظ

بهبه
گل بود و به سبزه نیز آراسته شد

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد