خدا نه! شکل انسان نه، جدا از رنگها، بوها |
ترا با خویش میسنجند دنیای ترازوها |
کتابی! آیههایت هر ورق معنای خورشیدی است |
جهان آینه کور است و... تفسیر ارسطورها! |
نسیمی! بوی گندمزار در تو میدود هر دم |
نه! سودای شرابی در تو میرقصند، هندوها |
نماز سبز گلدانهای نومیدی اجابت کن |
بیاری گل، بریزی عطر، در دستان شب بوها |
تو راز سر به مهر غنچههایی ای بهار سبز |
بیا بگذار شیرین بگذرد اوقات کندوها |
قیامت در قیامت رستخیز شاعران هستی |
طرب در من ندارد رقص خلخال و النگوها |
کمان در دست ابروها، جهان دست پریروها |
خوشم با این هیاهوها، چه اشراقی است آن سوها!؟ |
طلسم دیر سال خاک شاید بشکند امشب |
که بر خود حرز میبندند اینجا سحر و جادوها |
پرستوها که برگردند فال عشق میگیریم |
پرستوها! پرستوها پرستوها پرستوها |
لذت بردم ....
در ذهنم پرستو مساوی است
با پرنده مهاجر!
سلام مهربون
تراوش شاعرانه احساسات زیبات رو بهت تبریک میگم
امیدوارم خشنود باشی
مرسی دوستم اما این شعر ها رو من نمی گم هنوز اینقدر هنرمند نشدم
salam
kheily ghashang bod lezat bordam va estefade kardam
movafagh bashi
سلام مهربون
پس باید به شاعرش تبریک بگم البته که شما هم هنرمند هستید از این بابت که تشخیص مناسبی برای اشعار دلنشین دارید
به مهمانی بلوط بیا
خرسند باشی
امیدوارم این طلسم بشکند
آمین
آمین :)
سلام
شعر جانانه ای بود
لذتبخش و روح افزا . . .
نو و در عین حال اصیل . . .
کمان در دست ابروها ، جهان دست پریروها
خوشم با این هیاهوها، چه اشراقی است آن سوها!؟
موفق باشید