واقعا که!!

وقتی من افسرده ام...

چرا مرا می گذاری؟

چرا میگذری؟چرا شادم نمی کنی؟

مگر چقدر وقت داریم؟!!!

.

.

.

دیری نیست که مثل یک قطره در کویر زندگی می چکیم و

محو میشویم!!!!

نظرات 8 + ارسال نظر
خنکای پایان خاطرات دوشنبه 11 مرداد 1389 ساعت 03:50 ب.ظ

حتی زمانی که چون قطره
چکیدی
اثر خود را در آن زمان کوتاه
خواهی گذاشت باران!

معین دوشنبه 11 مرداد 1389 ساعت 03:57 ب.ظ http://parsinameh.blogsky.com/

دوست عزیز ! منظورت از کویر زندگی چیست ؟
آیا نگاه خوشبینانه ای نسبت به کویر داری یا فقط به فکر اتفاقات بد یک زندگی هستی ؟ کویر در یک نگاه زیباست و در نگاهی دیگر غمناک ...
نگاهت را خودت میسازی ... !

یک دوست دوشنبه 11 مرداد 1389 ساعت 04:25 ب.ظ http://dastedoosti.blogsky.com

خدا صبر بده

عسل دوشنبه 11 مرداد 1389 ساعت 08:32 ب.ظ http://silence-love.blogsky.com/

زیبا بود
مرسی که اومدی

نوید سه‌شنبه 12 مرداد 1389 ساعت 05:47 ق.ظ http://parvaz-ta-khorshid.blogsky.com

چقدر این پستتون گلوی آدمو فشار میده
طلبکار
اما طلب حقی واضح و مسلم
انگار من هم کم بدهی ندارم
ممنونم
سلام هم یادم رفت

بلوط پنج‌شنبه 14 مرداد 1389 ساعت 11:36 ق.ظ

سلام دوست مهربونم

در فروبسته ترین دشواری ،
در گرانبارترین نومیدی ،
بارها بر سرخود ، بانگ زدم :
- هیچت ار نیست مخور خون جگر ،
دست که هست !

بیستون را یاد آر ،
دست هایت را بسپار به کار ،
کوه را چون پَر کاه از سر راهت بردار !

وه چه نیروی شگفت انگیزی است ،
دست هایی که به هم پیوسته است !
به یقین ، هر که به هر جای ، در آید از پای
دست هایش بسته است !

دست در دست کسی ،
یعنی : پیوند دو جان !
دست در دست کسی
یعنی : پیمان دو عشق !
دست در دست کسی داری اگر ،
دانی ، دست ،
چه سخن ها که بیان می کند از دوست به دوست

تو بلوط تولده - خشنود باشی و برقرار

misssdandelion جمعه 15 مرداد 1389 ساعت 12:51 ق.ظ

ممممممممممم
واقعاً ولی من الان خوشحالم که مرا گذاشت اگه نمیذاشت بد بخت میشدم:ِِِD
لوووووووووول

misssdandelion پنج‌شنبه 21 مرداد 1389 ساعت 03:24 ب.ظ

آخی چه ناز بود

برای نمایش آواتار خود در این وبلاگ در سایت Gravatar.com ثبت نام کنید. (راهنما)
ایمیل شما بعد از ثبت نمایش داده نخواهد شد